بیماری  پوسید گی  ریشه درختان بر اثر قارچ عسلی                                  root  rot  Armillaria                                                                 

چکیده

قارچ عسلی Armillaria mellea (Vahl. ex Fr.) Quel.   قارچی است بیماریزا که به ریشه در ختان حمله کرده و موجبات پوسیدگی ریشه و انهدام  درخت را فراهم می آورد

این قارچ به انواع در ختان اعم از جنگلی، میوه و زینتی حمله کرده و سالیانه خسارات هنگفتی به اقتصاد کشاورزی و جنگل وارد می آورد. پرگون خوار بودن این قارچ و تعدد میزبان های آن دلیل بر بالا بودن اهمیت مسئله می باشد. گسترش این قارچ جهانی است و در اکثر نقاط دنیا وجود آن گزارش شده است .در ایران هم پراکندگی آن نسبتا زیاد بوده و نمونه های متعددی از ریشه درختان بیمار در مجموعه قارچ های موسسه بررسی آفات و بیماری ها ی گیاهی موجود است که توسط محققین موسسه گرد آوری شده است. اندازه گیری اسپور، مشخصات و نحوه شناسایی کلاهک،  کشت قارچ در محیط مصنوعی و زیست شناسی آن در ایران برای اولین بار مورد بررسی قرار گرفته است.

ضعف عمومی نبات؛ کاهش رشد طبیعی؛ زرد شدن برگ ها و سرانجام ریزش نابه هنگام آن ها همچنین وجود رشته های سفید قارچی به حالت ورقه های باد بزنی و مطبق و نیز طنابک های  قارچی به رنگ قهوه ای تیره یا سیاه که ما بین پوست و چوب  جایگزین گردیده اند از نشانه های ظاهری بیماری است.

<!--[if !vml]-->راه بر اندازی بیماری نسبتا مشکل بوده ولی با در نظر گرفتن جوانب به زراعی و روشهای  مختلف  پیشگیری  می توان تا حدودی از خسارت آن جلو گیری نمود. در حال  حاضر نتایج چندانی  در جهت مبارزه با این بیماری به خاطر غیر ممکن و یا لااقل  مشکل  بودن آن حتی در سطح جهانی بدست نیامده حالا عملی ترین راه همان مواظبت های بهداشتی است.<!--[endif]-->


مقدمه

قارچ عسلی Quel (Vahl. ex Fr.)   Armillaria mellea عامل بیماری پوسیدگی ریشه درختان قارچی است که آن را به نام عمومی و مشهور ((قارچ کلاهدار عسلی)) می شناسند. وجه تسمیه آن به عسل به واسطه معنایی است که برای mel در زبان لاتین آمده است ودر آن به علت  رنگ  عسلی  کلاهک قارچ می باشد. انتشارات این قارچ گسترده و در سطح جهانی بوده؛ قدرت و دوام آن در طبیعت به دامنه ی این پراکندگی بیشتر کمک می کند.دولپه ای ها؛ سوزنی برگ های جنگلی و انواع درختان میوه میزبان های درجه اول قارچ به شمار می روند.

فیندلی(1967) پاره ای از نباتات غده ای چون سیب زمینی و زنبق را نیز میزبان قارچ کلاهدار عسلی ذکر کرده است. در ایران برای اولین بار در سال  1335 دکتر قوام الدین شریف این قارچ را از ریشه ی درختان سیب در لواسان (گلندوک) گرد آوری کرده است.

بعد از آن نمو نه های گوناگون دیگری که مبتلا به این بیماری بوده اند به موسسه رسیده  و بیش و کم در مجموعه قارچی موسسه نگاهداری شده است

بررسی های ما اینطور شروع و دنبال شد. بعد از تعیین پراکندگی و میزبان های آن به ترتیب به شناسایی نمونه های گردآوری شده از نقاط مختلف ایران؛ اندازه گیری اسپور؛ تعیین مشخصات کلاهک قارچ و زیست شناسی آن همراه با ارائه  پارهای راه های  پیشگیری بیماری و کنترل پیشرفت آن مبادرت گردید.

نامگذاری

قارچ عامل پوسیدگی ریشه در منابع مختلف  با نامهای گوناگون زیر آمده است:

Armillariella mellea (Vahl. ex Fr.).   

Armillaria mellea (Vahl. ex Fr.) Quel.   

Agaricus melleus Vahl. ex Fr.

Clitocybe mellea(Vahl. ex Fr.) Richen

Rhizomorpha subcorticalis Pers.

R. intestina Dc.

R. fragilis Roth.

R. subterrnea

در ابتدای امر مرحله رویشی قارچ که ریزومروف (طنابک قارچی) نامیده می شود شناخته شده و با اسم Rhizomorpha subcorticalis Pers. نامگذاری گردید.

کلاهک قارچ که نیز در واقع همان میوه قارچ می باشد با نام  Agaricus melleus Vahl. ex Fr.خوانده می شد. اما تا این تاریخ قارچ عنوان بیماریزایی نداشت تا زمانی که بررسی ها و تحقیقات روبرت هارتینگ (1875-1873) در آلمان در این زمینه آغاز گردید.

نامبرده ثابت کرد که بین این دو مرحله همبستگی نزدیکی وجود دارد از آن به بعد اسامی گونه ای مختلف که در کنار جنس های  Agaricus melleus Vahl. ex Fr. وRhizomorpha subcorticalis Pers. قرار می گرفت  همگی به جنس  Armillariella یا  Armillaria پیوست. بعضی از قارچ شناسان هم این گونه را در جنس  Clitocybe یا Lepiota جای داده اند(آندرسون؛1956).

بیماری در منابع مختلف به نام های پوسیدگی قارچ بند کفشی؛ پو سیدگی آرمیلای ریشه؛ پوسیدگی ریشه ناشی از قارچ کلاهدار؛ پوسیدگی طوقه؛ پوسیدگی ریزومرفیک ریشه و بیماری ناشی از قارچ کلاهدارخوانده شده است. بعلاوه بر روی مخروطیان به نام های اختصاصی ترجریان رزینی و چسب رزینی همچنین آگاریک عسلی و قارچ بلوط نامیده می شود.

انتشارات جغرافیایی و میزبانان

قارچ عسلی دارای دامنه انتشاری است جهانی؛ خاصه جنگل ها، مناطق معتدل و حارهای اقلیم این قارچ می باشند. دو عامل رطوبت و حرارت در گسترش قارچ عامل بیماری سهم عمده ای داشته و در پیدایش کانون های فعال آلودگی دخالت دارند.

<!--[if !vml]-->میزبانان چندی از این قارچ در نقاط مختلف دنیا گزارش شده که به علت کثرت از ذکر آن خودداری می شود و برای آگاهی به ماخذ مورد استفاده می توان رجوع نمود. در ایران همانگونه که ذکر شد گزارش هایی حاکی از وجود این بیماری روی درختان میوه و نهالستان ها و همچنین پاره ای درختان جنگلی در دست است  که ذیلاً فهرست اسامی آن ها به نام میزبان مربوطه و محل پراکندگی شان درج می گردد.<!--[endif]-->

الف-در اصفهان بر روی میزبان های آلو، آلبالو، به، توت، انواع زالزالک، انواع رز، سیب، چنار، گلابی، گردو، گوجه؛ گیلاس و مو.

ب-در استان مرکزی بر روی سیب.

ج-در تبریز بر روی میزبان های :بادام، سیب و گلابی.در دیگر نقاط مملکت هم به اطمینان قوی این قارچ وجود دارد که با توجه به اهمیت مسئله محتاج مطالعه و پیگردی  بیشتری است. از نمونه های آلوده در آزمایشگاه بیماری های درختان میوه قارچ عسلی توسط مهندس اشکان جدا گردیده است.در آزمایشگاه قارچ شناسی قارچ مزبور روی محیط غذائی مالت آگار بخوبی رشد نمود.

نشانه های بیماری

ضعف عمومی نبات که در وهله نخست بصورت زردی برگ ها و ریزش نابه هنگام آن ها تجلی می کند و نیز کاهش رشد طبیعی برگ ها و درنتیجه کوچک ماندن آن ها از علائم هشدار دهنده شروع حمله قارچ است .به تدریج با پیشرفت بیماری شاخه ها نیز ضعیف شده تا سر حدی که ممکن است با کوچک ترین عامل شکسته و بیفتد.

گاه در تعقیب این تظاهرات ترشحاتی صمغی یا رزینی هم در تنه درختان مبتلا مشاهده می شود که شناسایی و تشخیص عینی بیما ری را تایید می کند.این حالت در درختان جنگلی و گروهی از مخروطیان که ترشحات رزینی دارند شدید و پاره ای اوقات جریان چنین شیره ای از حد تعادل به افراط می رسد به نحوی که گاهی اوقات اتفاق افتاده است که در پای تنه درختان خاک اطراف را به صورت یک لایه سخت و متراکم در آورده است.

تعیین قارچ منوط  به وجود ورقه های قارچی است که بین چوب و پوست  به صورت باد بزنی و مطبق قرار گرفته اند. همچنین طنابک های قارچی قهوه ای یا سیاه میان پوست و چوب وجود دارند.حتی در مراحل پیشرفته بیماری ورقه های قارچی میان پوست وچوب ممکن است جای خود را به طنابک های قارچی توده ای بسپارند.

با خارج کردن درخت از خاک طنابک های قارچ در اطراف طوقه و ریشه کاملا مشهودند و تازه از اواسط شهریور ماه تا حدود سرمای زمستان کلاهک های قارچ از قسمت پایه درختان آلوده یا روی طنابک های موجود در خاک سر به بیرون میزند.

بعضی محققین براین اعتقادند که مشاهده ی اوضاع و شرایط اقلیمی و زراعی محیط می تواند به کشف بیماری در یک منطقه کمک کند. خشکسالی، زهکشی نادرست، برگ ریزان درختانی که به بیماری برگی مبتلا بوده اند، کرم سفید ریشه و نظیر آن  از عوامل هدایت کننده و تشدید کننده ظهوری بیماری می باشند.

در این مورد ذکر این نکته هم بجاست که نهال ها به طور کلی حساس تر از درختانی هستند که در شرایط سخت و نابه هنجار رشد کرده اند شاید بتوان  دلیل این موضوع را مقاومت  وسر سختی نسبی این درختان را در برابر ناسازگاری محیط دانست. در مواردی هم که می بینیم درختان مسن در مسیر حمله این قارچ قرارمی  گیرند باز می توان ضعف و پیری درخت و آمادگی بیشتر آن را برای انهدام و نیستی دلیل آورد.

علائم بیماری ناشی از حمله خاصه وقتی که ترشحات صمغی و رزینی وجود نداشته و تنها خشکی درخت و ریزش شاخ و برگ ها در میان شباهت تامی به نشانه های مرضی ناشی از قارچRosellinia دارد.برای تمیزاین دو عارضه از یکدیگر پاره ای بر این اعتقادند که در مورد قارچ عسلی پوست اطراف ریشه  به آسانی ورقه ورقه شده و ناحیه چوب از لایه های سفید قارچی به حالت بادبزنی و برنگ سفید و نیز طنابک های قارچی قهوه ای تیره یا سیاه میان پوست و چوب مستور می باشد. در واقع با نگاه ظاهر هر علائم مربوطه مشهود است. حال آن که در مورد رزلینیا علاوه بر رشته ها و ورقه های سفید قارچی بین پوست و چوب رشته های قارچی سطحی و خاکستری متمایل به قهوه ای دیده میشود که این رشته ها در مشاهده میکروسکوپی برجستگی های آمپولی شکلی را نشان می دهد که عرض آنها به 4-5 برابر عرض رشته قارچی می رسد. این برجستگی ها ی گلابی شکل از تورم جدار بعضی از سلول های رشته قارچی به وجود می آیند (منوچهری و قانع1967). البته لازم به تذکر است که برجستگی های آمپولی شکل فقط در رشته های خارجی که مسن گردیده اند وجود دارد؛ در حالی که رشته های داخلی نازک و جوان تر هستند فاقد این برجستگی ها می باشند.

زیست شناسی

اندام رویشی قارچ عسلی از یک دسته رشته های قارچی به هم پیوسته تشکیل می گردد که در اصطلاح آن را طنابک های قارچی (ریزومورف) می خوانند. سطح خارجی این طنابک ها متراکم و سخت در جوانی به رنگ عنابی روشن مایل به قرمز قهوه ای است که با پیشرفت زمان سیاه رنگ می شود و قسمت داخل آن مجوف بوده و بی رنگ می باشد.این عضو وقتی که به حد تکامل خود رسیده باشد شباهت زیادی به بند کفش پیدا می کند روی این لحاظ است که در پاره ای نامگذاری ها آن را (پوسیدگی ریشه بند کفشی) خوانده اند.

روش طولی طنابک ها بسیار قوی بوده و گاه تا 50 سانتی متر در ماه گزارش شده است. فیندلی(1967) طنابک های این قارچ را در شرایط رطوبت داخل معادن تا چندین متر  مشاهده کرده است. در همین گزارش دسته های طنابک به شکل دم اسب و به درازای تا 90 سانتی متر دیده میشود.

محل فعالیت طنابک ها معمولا درون خاک و نزدیک به سطح زمین است. نفوذ قارچ ممکن است از راه زخم و نقاط آلوده صورت گیرد در بعضی موارد حتی درختان جوان و شاداب نیز مورد حمله قرار می گیرند.

نفوذ و حمله نتیجه تلفیق دو عمل مکانیکی و شیمیایی قارچ است. عمل مکانیکی حاصل رشد طولی و فعالیت شیمیایی عبارت از ترشح آنزیم های مترشح قارچ می باشد. طنابک های قارچی با فعالیت خود و گسترش شاخه های انشعابی ابتدا در ناحیه ریشه و سپس طوقه و بعد حتی تنه  درخت موجبات مرگ تدریجی نبات را فراهم می آورد. در نباتات مسن آلودگی ابتدا متوجه ریشه های فرعی شده و به تدریج تا مراحل حساس فرا رسیدن مرگ نبات پیش می رود. روی این لحاظ ممکن است مدت ها این حالت مرگ تدریجی به طول بینجامد.

گاهی در مراحل اولیه پوسیدگی؛ شیرابه ی صمغی نیز از تنه و یا طوقه درخت ترشح می شود که از علائم مشخصه حمله این قارچ است.

با پیشرفت حالت فساد در درون چوب، پوست به تدریج جدا شده و در این موقع است که طنابک ها یا ریشه های قارچی کاملاً نمایان می گردند.

ژیپسون و پگلر بر این اعتقادند که ورقه های قارچی سفید مایل به زرد بین پوست و چوب کمتر با طنابک های کلفت و قهوه ا ی تیره همراه می باشند. این دو عقیده دارند که طنابک ها بیشتر روی ریشه یا داخل خاک رشد می نمایند.

چوبی که محتوی ریشه های فعال و در حال رشد این قارچ است دارای خاصیت لومینانس بوده ودر تاریکی به وضوع می درخشد. رایتسما (1934) این خاصیت را مربوط به رشته های قارچی دانسته است .در جنگ جهانی دوم در چندین مورد پاسداران جنگ این خاصیت  لومینسانس را در چوبها هنگام تاریکی مشاهده نموده و اشتباهاً آنها را به بمب های آتش زا نسبت می دادند(فیندلی،1967).چوبهای آلوده تا مدت زمانی که مرطوب هستند و قارچ به طور فعال رشد می کند به درخشیدن خود ادامه می دهند.

از عوارض ناشی از حمله این قارچ پیدایش شانکرهای بزرگ و مخرب را می توان نامبرد که سر انجام به جدا شدن و شکستن اندام مبتلا منتهی می شود.

در مراحل آخر حمله قارچ عسلی چوب خشکیده شده و بصورت یک اندام نرم اسفنجی و به رنگ زرد روشن یا سفید در می آید. این قسمت در مخروطیان مخطط بوده و کاملاً قابل تشخیص می باشد.

شرایط زیستی قارچ در محیط های مصنوعی محیط غذائی مالت اگار و مناسب ترین درجه حرارت و درصد رطوبت برای ادامه رشد آن 17/5 -24/5 درجه سانتیگراد و80 -90 درصد تعیین شده است (سوکولف،1971).

بنا به عقیده ریشبت (1968) در خاک های مناطق  حاره و نیمه حاره ای طنابک ها به ندرت در خاک بوجود می آیند که آن را مربوط به درجه حرارت بالا می داند.

انتقال بیماری بوسیله ی عوامل زیر صورت می گیرد:

بقایای چوبی و تنه آلوده، رشد طنابک ها در میان خاک، تماس ریشه با بقایای خاک آلوده، ادوات و ابزار آلوده و نیز باد که عامل اصلی اشلپاعه اسپورها بشمارمیرود.

ویژگی های قارچ عسلی (.ex Fr Vahl.) Armillaria mellea

<!--[if !vml]-->کلاهک های قارچ عسلی سر انجام هنگامی که درخت مرده یا تقریبا نزدیک به مرگ است تظاهر می کند. این زمان را مقارن فصل پائیز و به خصوص در سال های  خشک و و تا فرا رسیدن یخبندان زمستان می دانند. این اندام به صورت دسته ای روی تنه، پایه و یا قسمت طوقه درختان مرده و خشک شده و حتی روی زمین از ریشه های آلوده بیرون می آید.<!--[endif]-->

در مورد درختان ایستاده و پا بر جا معمولاً از ناحیه پایه درخت کمی بالاتر از طوقه تظاهر می کند. تعداد کلاهک ها در نمونه جمع آوری شده از اصفهان به 39 عدد در یک دسته می رسد.

کلاهک این قارچ عسلی رنگ در ابتدا کروی و به وسیله پرده ای که از حاشیه آن تا ساقه کشیده کاملاً مسدود می شود (این پرده زمانی که کلاه رشد می نماید  پاره گشته  و بقایای آن به صورت حلقه ای در بالای ساقه بر جای  می ماند). سطح فوقانی کلاه جوان که مجهز به پوسته های بسیار ظریف است به رنگ زرد تیره می باشد. با پیشرفت رشد قارچ، کلاه پهن شده و وسط آن به شکل سر پستانک بالا می آید. هم زمان با این تغییرات رنگ آن هم تیره و معمولاً به قهوه گرایش پیدا می کند و پوسته ها کم و بیش ناپدید می گردند. قطر کلاه از 8 به 13 سانتیمتر متغیر است. کلاه در حاشیه مجهز به چین خوردگی های متعدد است. این عضو قارچ بسیار ظریف و ترد بوده و به آسانی کنده شده و یا به وسیله ی باران های سنگین شسته می شود.

                در سطح زیرین کلاه، تیغه ها قرار گرفته اند. وضعیت استقرار تیغه ها شعاعی هستند یعنی به طرف پایه کشیده شده اند. تیغه های کلاهک ابتدا سفید چرکی، سپس رنگ قرمز متمایل به قهوه ای پیدا می کنند.

پایه یا ساقه قارچ 12-5 سانتیمتر بلندی دارد. این اندام محکم و در قسمت بالا رنگ پریده و در نقاط دیگر زرد متمایل به قهوه ایست. در جوانی دارای انتهایی برآمده و زرد رنگ است که بعد ها خاکستری و سپس سیاه می گردد. این قسمت زبر و خشن بوده و حالت فیبری دارد. ساقه مجهز به یک حلقه و گاه فاقد آنست. در بسیاری مواقع که حلقه دیده نمی شود دراصل وجود داشته ولی به مرور زمان محو گردیده است.

محل استقرار حلقه در فاصله کوتاهی (حدود 2 سانتیمتری) زیر تیغه ها می باشد. برآمدگی حلقه کاملاً مشهود و رنگ زرد متمایل به سفید و در حاشیه زرد گوگردی است. وجه تسمیه قارچ از همین واژه بوده و واژه //// در لاتین به معنای دستبند یا بازوبند آمده است.

در مشاهدات میکروسکوپی، اسپور قارچ عسلی بر روی پایه های بازید و چهار به چهار قابل تمیز می باشند. اسپورها تخم مرغی شکل گاهی نوکدار و معمولاً سفیدرنگ هستند. دیوار اسپور صاف و یک لایه و در اندازه گیری ابعاد آن 7/8 (9-6)*9/7(11-8) میکرون به دست آمده است. میزبان نمونه مورد بررسی به و آلو و محل جمع آوری گورتن، مارپین (اصفهان) می باشد (گردآورنده: شیرزادی،11/8/49).

گوشت قارچ عسلی نسبتاً نازک، به رنگ سفید مایل به قهوه ای روشن و تقریباً بدون بو می باشد. قارچ خام دارای مزه نامطبوع و تندی است که بیشتر به طعم صابون می ماند. اما بنا به عقیده کریستنسن(1969) این قارچ اگر به صورت سرخ کرده همراه با نان دو آتشه (توست) تناول شود بسیار لذیذ است.

مبارزه

مبارزه با این بیماری به دو سبب مشکل و یا شاید غیرعملی می باشد. اول آنکه قارچ عسلی خاکزی و دامنه پراکندگی و گسترش آن درون خاک است. همین آلودگی خاک خود سهم بزرگی در راه جلوگیری مبارزه به شمار می آید.

دوم آن که بیشتر وقتی علایم بیماری تظاهر می کند که قارچ تمام قسمت های ریشه را اشغال کرده و درخت در شرف نابودی می باشد. این حالت خاصه در مورد درختان چند ساله و تنومند مصداق کامل  پیدا می کند.

روی این لحاظ قبل از آن که بتوان راه مبارزه ای آن هم اگر اقتصادی و عملی باشد برای این کار توصیه نمود شرایطی را باید در پیشگیری از پیدایش آلودگی و گسترش بیماری فراهم آورد که در آن شمار نکات ذیل قابل ذکر می باشند.

1.وجود شرایط نامساعد رشدی در هر مرحله از فعالیت گیاه که باشد اعم از نهال جوان یا درختان کامل عامل مهم بروز آلودگی و حمله قارچ به شمار می آید. پس نخستین گام سلامت درخت و برقراری شرایط وجود یک حالت تندرستی و غیرمرضی در محیط فعالیت درخت است این اقدام برای نهالستان هایی که مرکز تهیه نهال و پخش آن به نقاط مختلف اند آسان تر، در باغ ها مشکل تر و در وسعت های گسترده جنگلی کمی از دست کنترل خارج می شود.

2.از جاکاری اراضی آلوده خاصه نهالستان ها بایستی جداً پرهیز شود. چه همین بسترهای آلوده هستند که محل رشد و فعالیت قارچ بوده و منشأ پراکندگی آلودگی به حساب می آیند.

3.پاره ای از کارشناسان را عقیده این است که برای جلوگیری از گسترش طنابک ها اطراف درختان آلوده را گودال هایی به پهنای حدود 40-30 سانتیمتر و به عمق حدود گسترش ریشه ها حفر کننند و این گودال ها را در معرض تابش آفتاب قرار دهند. اضافه بر آن با اختلاط 5-2 کیلو آهک در هر مترمکعب خاک محیط اطراف را کمی برای رشد و نمو قارچ نامساعد نگاه دارند(استیارت،1953،سوکولف،1971).

البته اقدام فوق خیلی پرهزینه و شاید غیرممکن به نظر برسد اما درخصوص بعضی با خاک که واجد ارزش مادی و یا تاریخی هستند و نیز بعضی درختان که طرف توجه باشند اشکالی ندارد. و الا در مورد جنگل و درختان جنگلی علاوه بر اقتصادی نبودن،  امکان عملی شدن آن هم ناچیز است.

در مورد درختان زینتی در پارک ها اقدام به عمل فوق توصیه می شود و حتی در پاییز هرسال حتماً پیشنهاد می شود خاک اطراف درخت را جابه جا کرده و در آن جا که آلودگی وجود داشته و یا احیاناً بیم آن می رود ضدعفونی خاک اطراف درخت با سولفات آهن (حدود 40-30 گرم در متر مربع) لازم الاجراست.

سوکولف (1971) جابه جا نمودن تنه و ریشه های آلوده، آهک و هوا دادن به ریشه ها و خاک هم چنین استعمال سولفات آهن را پیشنهاد کرده است.

فومیگاسیون با متیل بروماید و یا سولفور کربن نتیجه رضایت بخش داده است ولی معلوم نیست به خاطر بالا بودن هزینه های اجرایی آن ها اقتصادی باشد. تیمار درختان به وسیله مواد شیمیایی توسط محققین دیگر پیشنهاد شده است. من جمله پتینگا(1950) روش پیشنهادی اش در معرض قرار دان ریشه ها و تیمار آن ها با محلول 1% مرکوریک کلراید (کلرور جیوه) است. محلول سولفات مس وسیله دپوارک پیشنهاد گشته است.

4. خلاصه آن که نکته مهم و اساسی در راه پیشگیری از اشاعه قارچ عسلی پاکیزه نگاه داشتن محیط از راه اجرای دستورات زراعی، ریشه کن کردن درختان آلوده و سوزانیدن آن ها، انتخاب اراضی سالم در موارد مشکوک، ضدعفونی به خصوص برای نهالستان ها توصیه می شود.

منبع: نشریه بیماری های گیاهی، جلد 9، شماره 2، 53-1352