خشكسالی و راه های مقابله با آن

 

 
 
 
خشكی وخشكسالی نتیجه اثرات متقابل ویژه بین محیط زیست طبیعی و اجتماعی است. انسان و اجتماع دارای دو نقش فعال و انفعالی در توسعه كلی یك منطقه هستند. چنانكه به روشنی مشخص است در آخرین دوره زمانی، آهنگ تغییرات در محیط زیست طبیعی و اجتماعی تسریع شده به طوری كه تاثیر این گونه تغییرات هر روز پیچیده تر، چشمگیر و دایمی می شود. این فرایندها در مقایسه با گذشته روی زندگی روزمره بشر تاثیر بسیار زیادی می گذارند.


بدیهی است اثرات پدیده خشكسالی نه تنها روی تولید محصولات كشاورزی موثر بوده بلكه به طور هم زمان بر روی تمام موجودات زنده شامل گونه های گیاهی و جانوری (اهلی و وحشی) و همچنین انسان ها تاثیرگذار است. به این معنا كه خرابی ها نه تنها در مزارع تحت كشت رخ داده، بلكه در اراضی كشت نشده، مناطق طبیعی حفاظت شده و اجتماعات انسانی نیز پدیده می آید. نتیجه این كه یافتن وسائل و شاخص های اندازه گیری مقابله با اثرات مخرب خشكسالی و ایجاد متغیرهای مكانی و زمانی به منظور توسعه پایدار یك اجتماع و آمادگی كل جامعه در رابطه با سیاست ها، اقتصاد، اكولوژی (بوم شناسی)، عدالت اجتماعی و آداب و رسوم، همچنین رفتارهای خصوصی و عمومی ضروری به نظر می رسد.
به هر حال از آنجایی كه مفهوم خشكسالی، مفهوم پیچیده ای است، به منظور جلوگیری از سوء تفاهم و ارایه تعابیر متفاوت، تعریف روشن و مشخص آن اهمیت زیادی دارد. در ابتدا تمایز بین واژه های خشكی و خشكسالی ضروری است. علی رغم این كه هر واژه شرایط كمبود شدید آب در یك منطقه را تداعی و بیان می كند. اما واژه مترادفی نیستند، به طوری كه خشكی دارای مفهوم كلی بوده و برای عناصر مختلف محیط بكار نمی رود، حال آنكه خشكسالی نه تنها بیانگر اثرات مختلف بر روی موجودات زنده به ویژه گیاهان و گونه های آنهاست، بلكه اثرات آن بر روی موجودات كوچك (میكروارگانیسم)، حیوانات و انسان ها نیز در این پدیده مورد مطالعه قرار می گیرد. هم چنانكه توسط پترسویتس، (1995) مشخص شد، خشكی یك واژه بوم شناختی – اجتماعی – زمین شناسی است، در حالی كه خشكسالی یك واژه بوم شناختی زراعی و اجتماعی است و بیان و توصیف كمی هر یك از این دو پدیده نیز متفاوت است. در ابتدا بر اساس معانی كاربردی، مشخص كردن تعاریف این دو واژه پذیرش یك مفهوم واحد را برای همگان آسان می سازد.
یكی از ابزار قابل اتكاء در دست مسئولان اجتماع، راهبرد ملی یا بین المللی مقابله با خشكسالی است، كه باید تمام مفاهیم، روش ها، گام ها و منابع مقابله با خشكسالی در آن گنجانده شود. این دستورالعمل سعی دارد تا به منظور جلوگیری از وقوع خشكسالی تمام اطلاعات موردنیاز و راهكارهای مقابله با خشكسالی و عواملی را كه به طریقی در كاهش خرابی ها و یا افزایش مقاومت در برابر ضایعات موثرند به صورت خلاصه تشریح كند.
دستورالعمل خشكسالی، بر اساس تجربیات موجود و پیشنهادات ارایه شده توسط متخصصین اجلاس ICID و با استفاده از مقالات ارایه شده از طرف تیم كاری منطقه اروپایی تدوین شده است. تیم كاری مناطق آسیایی به عنوان یك نیروی مسئول جمع آوری و تدوین دستورالعمل را جزو یكی از اصلی ترین وظایف خود قرار داده تا برای موسسات و كشورهایی كه از وقوع خشكسالی بیشترین ضایعات را محتمل شده اند مفید واقع شده و یا در به حداقل رساندن اثرات منفی این پدیده همكاری كند.

2-پدیده خشكسالی در اروپا
خشكسالی به طور دوره ای در بیشتر كشورهای اروپایی بالاخص در ایالات جنوبی، مركزی و غربی اروپا اتفاق می افتد. پدیده خشكسالی شدید در طول تاریخ و برای هر قرن به خصوص در حوضه كارپتین گزارش شده به طوری كه طی دهه های گذشته شرایط وخیم تر شده است، زیرا تناوب مدت زمان و شدت پدیده خشكسالی افزایش یافته و وقوع خشكسالی های اخیر سبب ایجاد خسارات زیادی از جمله در كشورهای شمالی و غربی، جاهایی كه قبلا با اثرات مخرب خشكسالی یا اصلا روبه رو نبوده یا با حداقل ضایعات روبرو بوده اند، شده است.
بر اساس تجربیات اخیر، خشكسالی های شدید یك یا دو ساله می تواند در یك دوره ده ساله به وقوع بپیوندد. بررسی های بعمل آمده نشانگر شرایط ناخوشاید در خشكسالی را بر شرایط اقلیمی حوضه ابریز كارپتینف با استفاده از شاخص خشكی پالفی (PAL) مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و چنین نتیجه گرفت كه در سال 1990 یكی از سخت ترین خشكسالی ها كه در منطقه اتفاق افتاد، خشكسالی حاكم بر كل دشت و مناطق تپه ای حوضه آبریز كارپتین بوده است.
بالاترین میزان شاخص خشكی پالفی (بیشتر از 12) به معنی خشكسالی بسیار جدی است كه در سه منطقه بزرگ در طول رودخانه تیسزا در دشت بزرگ مجارستان و در وسعتی كمتر در منطقه مزوسك رومانی به وقوع پیوست. خشكسالی با شدت مشابه در طول مرز مجارستان اسلواك (بخشی از رودخانه دانوب) در یك دشت كوچك نیز اتفاق افتاد. ضرر و زیاد ناشی از خشكسالی سال 1990 در كشور مجارستان به تنهایی حدود 50 میلیارد فرینت (برابر با 640 میلیون دلار آمریكا) بوده است.
متوسط مقادیر شاخص خشكی پالفی (PAL) برای چند سال از مجموعه اطلاعات سالهای 1931 تا 1990 در مجارستان استخراج شد. خشك ترین منطقه حوزه كارپتین در بخش مركزی دشت بزرگ مجارستان (به طور عمده در دره رودخانه تیسزا) و در بعضی از قسمت های مربوط به كشورهای همسایه واقع است.بر اساس این اطلاعات چهار سال بسیار خشك در طول سال های 1891 الی 1990 و به عبارتی در سال های 1904 و 1935 و1952 و 1990 به وقوع پیوسته است. در دره تیسزا در مدت یكصد سال، 30 سال آن به طور مطلق خشك و نتیجه آن خشكسالی بسیار شدید بوده است. توزیع زمانی سال های خشكی در این مدت نامنظم بوده و اغلب دارای یك توالی سه ساله است (به طور مثال 23-1921 و 47-1945) بعضی اوقات خشكسالی در فواصل زمانی بیشتری (1990-1952) اتفاق می افتد. به هر حال، بررسی های انجام شده با استفاده از یك سری داده های یكصد ساله، تغییرات تدریجی یك جانبه وقوع خشكسالی را نشان نمی دهد.
در مجارستان با توجه به نگرش های آتی، تجزیه و تحلیل داده های اقلیمی بر اساس مشاهدات طولانی نشانگر این مطالب است كه مقدار بارندگی و میزان رطوبت متوسط خاك به طور قابل توجهی در حال كاهش است. در عوض تناوب خشكسالی در دو دهه اخیر افزایش یافته است. در بین دانشمندان نمیز (1990 و 1994) ده سال گذشته را جزو خشك ترین دوره كشور مجارستان از سال 1881 توصیف كرده است. در سال های اخیر بارندگی های بهار و زمستان بشدت كاهش یافته كه نتیجه آن كاهش میزان رطوبت عمقی خاك و افت سفره آب های زیرزمینی بوده است. بر اساس سری داده های اقلیمی، نسبت بارندگی سالانه به تبخیر تعرق پتانسیل (P/PE) با توجه به تعریف خشكسالی در كشور مجارستان (ارایه شده به وسیله عهدنامه سازمان ملل متحد، UN جهت مقابله با بیابان زایی و خشكسالی) به طور چشمگیری كاهش یافته است.
طبق نظرات دراگویك (1997) در اراضی یوگسلاوی نیز خشكسالی همراه و به طور مستمر به وقوع پیوسته است. ماریانو بر اساس تجزیه و تحلیل مدارك و اسناد قدیمی موجود از دوران مهاجرت بزرگ تا اواسط قرن بیستم دریافت كه در طول سالهای 898 تا 1865 حدود 83 سال آن خشكسالی به شدت اتفاق افتاده و تنها 9 سال دارای شرایط مطلوب بوده است.
طبق نظرات استجسیك (1994) در طول هزار سال، دوره های خشكی زیادی به وقوع پیوسته است اما تعداد كمی زا آنها به طور كامل ثبت شده اند. او خاطر نشان ساخت، مدارك قدیمی تنها خشكسالی های موردی را مطرح كرده اند كه اطلاعات قابل اعتمادی را در رابطه با وقوع خشكسالی شامل نمی شود. او مثال هایی را از سال 1147، زمانی كه كشیك ها با هدف كاهش اثرات قحطی غذا را بین مردم توزیع كردند و سال 1271 را كه بسیاری از مردم در اثر گرسنگی و قحطی جان خود را از دست داده اند؛ ارایه می كند دوره 1774-1773 نیز به دلیل خشكسالی بسیار شدیدش به گونه ای كه سطح آب رودخانه ها به حدی تنزل یافت كه گذشتن از عرض رودخانه دانوب به صورت پیاده امكان پذیر بوده نیز بیان شده است. تجزیه و تحلیل مقادیر بارندگی و توزیع آن در سال های هیدرولوژی ثبت شده در منطقه ویودینا در دوره 96/1995 – 24/1923 (73 سال) نشانگر این مطلب است كه سال هیدرولوژی 43/1942 خشك ترین سال و سال های 90/1989 و 52/1951 نیز همچون 92/1991 و 71/1970 جزو سال های بسیار خشك بوده اند. این سال ها به عنوان سال هایی كه منتهی به سال های خشك شده اند ثبت شده است. به عبارت دیگر، ابتدا یا انتهای این سال ها با خشكسالی مواجه بوده است. برای مثال سال 90/1989 به عنوان آخرین سال یك دوره ده ساله (دهه) است كه بارندگی آن بین 461 و 639 میلیمتر متغیر بود. سال 52/1951 به عنوان پایان یك دوره 6 ساله (با نزولات جوی 657-444 میلیمتری) كه سه سال آن دارای مقدار بارندگی كمتر از 500 میلیمتر بوده، ثبت شده است.
زمستان های خشك به صورت متفاوت بر وقوع و تراكم پدیده خشكسالی تاثیر مب گذارند. تاثیر منفی آنها در یك دوره زمانی خشك، كه بارندگی در طول زمستان وجود نداشته و سبب كاهش هر چه بیشتر میزان رطوبت موجود در خاك شده، مشخص می شود. در شرایط كشور یوگسلاوی و مناطق اطراف آن حداقل بارندگی زمستانه برابر 105 میلیمتر (سال 72/1971) و حداكثر آن 438 میلیمتر (56/1955) و متوسط آن برابر 264 میلیمتر بوده است. بر اساس بررسی های انجام شده حداكثر مقدار بارندگی زمستانه در ده سال اخیر 184 میلیمتر و متوسط آن 144 میلیمتر بوده كه پایین تر از مقدار میانگین می باشد.
دلیل رایج تر رخداد پدیده خشكسالی، وقوع بارندگی ناكافی در طول فصل رشد می باشد. میزان بارندگی در فصل تابستان سال های 1928، 1962 و 1971 ناكافی بوده و عملكرد محصولات كشاورزی كاهش یافته است. در سال 1950 خشكسالی شدیدی در طول فصل رشد (بارندگی 208 میلیمتر) به وقوع پیوست كه با یك دوره پنج ساله هیدرولوژی با سطوح بارندگی كمتر از میزان متوسط همراه بود. علاوه بر این در سال 1997 جوانویچ و پوپویچ نتیجه گیری كردند كه خشكسالی با طول دوره بین 9/25 تا 4/46 روز هر ساله در كشور یوگسلاوی به وقوع می پیوندد.
در طول دوره رشد توزیع بارندگی از عوامل مهم دیگر در تعیین وقوع خشكسالی است. در تابستان بارندگی معمولاً به شكل رگبار است كه درصد پایینی از باران موثر مورد استفاده گیاهان را فراهم می سازد. در سال های اخیر بارندگی محدود بوده و خشكسالی شدیدی در طول سال های 1988، 1990 و 1992 در یوگسلاوی به وقوع پیوست. به هر حال زمانی كه خشكسالی از نقطه نظر بارندگی مورد بررسی قرار می گیرد، بیشتر سال های ما بین 1993-1983 به عنوان سال های خشك محسوب می شود زیرا شكل غالب بارندگی در ماه های می، ژوئن و جولای به صورت رگبار بوده است. اسپاسوا و همكارانش (1997) نتیجه گیری كردند كه بعد از سال 1985 از میان 16 سال آخر، 12 سال آن به عنوان سال های خشك گزارش شده اند.
مقادیر متوسط بارندگی 10 سری آماری از بین سه سال هیدرولوژی یا حداقل بارندگی برای دوره 1996-1924 نشانگر این مطلب است كه حداكثر بارندگی در سال های 92/1991 -90/1989 برابر 520 میلیمتر، حداقل بارندگی برای سال های 90/1989-88/1987 برابر 465 میلیمتر و متوسط آن 500 میلیمتر بوده است. نسبت حداكثر به حداقل بارندگی در این دوره برابر 6/1 است.
تجزیه و تحلیل مقادیر بارندگی برای سال ها، فصل ها و ماه های هیدرولوژی دوره 96/1995-68/1967 در شرق یوگسلاوی (ایستگاه هواشناسی زاجكار) نشانگر این مطلب است كه متوسط كل بارندگی در دوره درویش گیاه 592 میلیمتر و برای دوره زمستان 266 میلیمتر بوده است. ارزیابی داده های یك دوره ده ساله هیدرولوژی با حداقل مقدار بارندگی نشانگر این مطلب است كه هشت سال از آن به عنوان سال های با كمترین میزان بارندگی وهفت سال نیز با كمترین مقدار بارندگی در دوره زمستان گزارش شده است. در این دوره ده ساله متوسط كل بارندگی در زمان رویش برابر 243 میلیمتر با حداقل 170 میلیمتر و حداكثر 281 میلیمتر بوده است. ارقام ارایه شده برای دوره های زمستان برای ده سال بترتیب برابر 199، 149 و 234 میلیمتر است.
زمانی كه خشكسالی به مدت سه سال یا بیشتر پشت سر هم اتفاق بیافتد برای كشاورزی و زراعت بسیار مضر و خسارت آور است. هم چنانكه دوره های خشكسالی سه ساله از تناوب بیشتری برخوردار است. اطلاعات حاصل از سال های 1996-1924 نیز ثابت كرده كه این دوره تعداد 10 خشكسالی با دوره های سه ساله در قسمت شرقی یوگسلاوی به وقوع پیوسته است (ایستگاه هواشناسی زاجكر).
بر اساس نظرات استجستیك و اسكوریت (1997) خشكسالی بعضی اوقات در یك یا چند سال پشت سر هم به وقوع پیوسته و نتیجه آن خرابی و ضایعات بسیار شدید محصولات كشاورزی است. در بعضی از سال ها (همچون 1928، 1951، 1990، 1992 و غیره) خشكسالی نه تنها آسیب زیادی به بعضی از محصولات وارد آورده بلكه كل یا قسمت های اصلی و عمده دشت پانانیون را نیز به یك منطقه خشك و بی آب و علف تبدیل كرده است. علاوه بر مقدار و توزیع بارندگی سالانه، درجه حرارت بالای هوا یا به عبارتی تعداد روزهای گرم با حداكثر دمای بیش از 30 درجه سانتیگراد، شدت و تاثیر وقوع خشكسالی را نشان می دهد. در طول سال های 1996-1967، در شرق یوگسلاوی جایی كه خشكسالی به طور متناوب و با شدت زیاد به وقوع می پیوندد، به طور متوسط 31 روز در سال به عنوان روزهای گرم (استوایی) محسوب می شود درجه حرارت های بالا زمانی كه برای چندین روز متوالی به وقوع پیوندد، بسیار خطرناك و مضر است. در سال 1994، 74 روز گرم (با درجه حرارت خیلی زیاد) وجود داشته است. در اوت سال 1994 تنها 23 روز با درجه حرارت زیاد (روزهای گرمسیری) وجود داشته و 15 روز نیز درجه حرارت هوا از 33 درجه سانتیگراد افزایش یافته است. در روزهای گرم در عمق 5 سانتیمتری، حرارت خاك 4 تا 5 درجه از دمای هوا بالاتر است و این در حالی است كه رطوبت نسبی هوا به زیر 30 درصد تنزل یافته است.
در سال 1997 در كشور رومانی، وهری و همكارانش برای یك دوره 7 ساله 1997-1990 در مجارستان و رومانی محاسباتی را با كمك شاخص های گوناگون خشكی و خشكسالی (PAI,Ihc,Ic) مورد استفاده قرار دادند.
بر اساس بررسی این دوره 7 ساله، چهار سال به عنوان سال های خشك در نظر گرفته شد كه معنی آن متغیر بودن شرایط اقلیمی در منطقه ای كه قبلاً به عنوان یك ناحیه مرطوب به شمار آمده است. اقلیم منطقه نیز به سمت اقلیم خشك گرایش یافته به طوری كه آبیای قطعاً باید صورت می گرفت.
در سال 1997 در كرواسی، سستاریك و همكارانش نتیجه گرفتند كه بعد از سال 1981، خشكسالی به طور متناوب با میانگین بارندگی سالانه 643 میلیمتر به وقوع پیوسته و مقدار متوسط بارندگی در طول دوره رویش از 377 میلیمتر (در دوره سال های 1992-1973) به 358 میلیمتر (در دوره سال های 1992-1981) تنزل یافته است.

3- تجزیه و تحلیل پدیده خشكسالی
در این فصل دلایل و شرایط محیطی كه سبب ایجاد بلیه خشكسالی شده مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در این قسمت شرایط اقلیمی، هیدرولوژیكی، خاك و زراعت با توجه به اهمیت آن در منطقه یا محل موردنظر، مورد توجه قرار می گیرد.
1-3- شرایط اقلیمی و عوامل هیدرولوژیكی
به منظور برآورد احتمال یا شدت وقوع خشكسالی شرایط اقلیمی باید به طور دقیق شناخته شود. در بین داده های هواشناسی ثبت شده، آنهایی دارای اهمیت بیشتری می كنند كه تعیین كننده میزان بارندگی، درجه حرارت، رطوبت هوا و شرایط رطوبتی یك منطقه خاص باشند. در مطالعات هواشناسی برای تعیین شرایط خشكی و خشكسالی شاخص های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. این شاخص ها با توجه به ساختار منطقی خود به گروه های زیر دسته بندی می گردند (دانكل و همكاران، 1992)
-شاخص های غیر متعارف نزولات جوی
- شاخص های تعیین كمبود فشار بخار آب (در حالتی كه كمبود فشار بخار بالا باشد، واژه خاصی در مطالعات هواشناسی مورد استفاده قرار می گیرد كه بنام خشكسالی جوی خوانده می شود، اما معنی واقعی شرایط خشكسالی را نمی دهد).
- شاخص های تعادلی كه مقادیر پارامترهای ورودی (نزولات جوی) را با خروجی (تبخیر تعرق) به صورت نسبت های رایج نشان می دهد.
- شاخص های اندازه گیری رطوبت خاك
- شاخص دوره بازگشت
در سال 1990 زمانی كه یكی از شدیدترین خشكسالی ها در كشور مجارستان ارزیابی می شود، داده ها و اطلاعات به دست آمده شروع پدیده خشكسالی با تجمع غیر متعارف رطوبت را زا اول پاییز سال قبل (1989) نشان می داد. در مقایسه با سال های پیش فاصله زمانی اكتبر تا مارس سال 90/1989 (سال هیدرولوژیكی) بسیار خشك بوده و بر اساس داده های هواشناسی ثبت شده در درازمدت تنها در سال 25-1924 یك دوره شش ماهه زمستانه با هوای خشك تر اتفاق افتاده است. علاوه بر كمبود شدید بارندگی، طول مدت ثبت شده تابش آفتاب گرمای غیرمتعارف زمستانه وروزهای متناوب وزش باد سبب افزایش بسیار زیاد تبخیر تعرق بالقوه و كاهش زیاد میزان رطوبت خاك شده است. مجدداً ماه اوت در سال 1990 یك ماه بسیار خشك بوده و كمبود متوسط میزان بارندگی در درازمدت به 25 تا 50 درصد رسید به طوری كه در آن سال كل كشور از پدیده خشكسالی صدمه دید. تعداد روزهای بسیار گرم (از نوع گرمسیری یا استوایی) 5/1 تا 2 برابر بیشتر از روزهای با درجه حرارت معمولی بود. در سال 1881 فاصله زمانی اكتبر تا اوت به عنوان خشك ترین دوره بیان شده است. كمبود نزولات جوی در این دوره برای مناطق مختلف برابر 200 تا 300 میلیمتر ذكر شد.
طبق گزارش دراگویك (1997) بر اساس اطلاعات حاصل از نزولات جوی در طول سال های 1996-1923 در نویساد، تجزیه و تحلیل پدیده خشكسالی به عنوان حاصل عملكرد عومل اقلیمی جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل ها از نقطه نظر تولید محصولات كشاورزی و دیگر فعالیت هایی كه به رژیم آب و جریان وابسته اند. در سال هیدرولوژیكی (از ماه اوت یا سپتامبر) و در دو دوره زمستان و تابستان (فصل رویش) انجام گردیده است. سال هیدرولوژیكی به عنوان یك شاخص برتر متغیر بارندگی قابل دسترس محصولات كشاورزی در نظر گرفته می شود زیرا با دوره رشد انطباق دارد.
بر اساس اطلاعات بدست آمده، جمع كل بارندگی یك سال هیدرولوژیكی بسیار متغیر بوده و از 322 تا 867 میلیمتر تغییر می كند. به عبارت دیگر مقدار حداكثر تجمعی آن 7/2 برابر حداقل تجمعی بارش است. تغییرات بارش در دوره رشد نیز حایز امیت است و از 172 تا 487 میلیمتر بوده و یا حداكثر تجمعی بارندگی 8/2 برابر حداقل آن در این دوره است. تغییرات یادشده در دوره زمستان حتی از این مقدار نیز بیشتر بوده و از 105 تا 438 میلیمتر متغیر است. به عبارت دیگر تفاوت بین حداكثر و حداقل تجمعی بارندگی 2/4 برابر است. متوسط تجمعی بارندگی در استان ویودینا برای یك دوره 74 ساله در سال های هیدرولوژیكی (1996-1923) برابر 605 میلیمتر بوده ه 341 میلیمتر آن در دوره رویش و 264 میلیمتر آن در زمستان به وقوع پیوسته است.
در صربستان شرقی (ایستگاه هواشناسی زاجكر) تجزیه و تحلیل های انجام یافته در برگیرنده نزولات جوی طول دوره 1995-1967 می باشد. متوسط تجمعی بارندگی برای هر سال هیدرولوژیكی برابر 592 میلیمتر بوده كه حداقل آن 416 و حداكثر آن 794 میلمیتر است. مقدار متوسط بارندگی در دوره رشد برابر 326 میلیمتر با حداقل 170 میلیمتر و حداكثر 478 میلیمتر می باشد. ارقام مشابه برای دوره زمستان به ترتیب برابر 266، 123 و 413 میلیمتر بوده است. نسبت رویش به بارش زمستانه برابر 55 به 45 درصد است.
در صربستان شرقی مقدا بارندگی برای یك دوره 29 ساله (1995-1967) نشانگر این مطلب است كه بارندگی سال به سال و به طور مستمر كاهش می یابد. منحنی همبستگی (رگرسیون) به ویژه برای بارندگی های سالانه همچون بارش باران در طول دوره رویش روند كاهش شدیدی را نشان می دهد.
از نقطه نظر بارندگی سالانه میزان كاهش در هر سال برابر 8/5 میلیمتر و در كل دوره برابر 168 میلیمتر برآورد شده است. میزان كاهش در دوره رشد برابر 9/4 میلیمتر و یا در مجموع برابر 142 میلیمتر در سال می باشد. مقدار كاهش بارندگی در دوره زمستان تنها برابر 88/0 میلیمتر و در مجموع برابر 25 میلیمتر در سال است.
در استان ویودینا در شمال یوگسلاوی میزان كاهش بارندگی بسیار كمتر به نظر می رسد زیرا تجزیه و تحلیل ها با توجه به دوره زمانی طولانی تری صورت گرفته است. مقدار كاهش بارندگی سالانه برابر 63/0 میلیمتر و مقدار كاهش در طول دوره زمستان 69/0 میلیمتر در سال بوده حال آنكه افزایش جزئی میزان بارندگی در طول دوره رشد به چشم می خورد.
از نقطه نظر هیدرولوژیكی خشكسالی زمانی به وقوع می پیوندد كه نه تنها نزولات جوی بلكه جریان رودخانه رواناب سطحی و آب ذخیره شده نیز با كمبود روبه رو شود. بر اساس تعریف هیدرولوژیست ها، خشكسالی به دوره ای گفته می شود كه جریان رودخانه ها به كمتر از مقدار طبیعی رسیده و رواناب یا ذخیره منابع به شدت كاهش یافته و علت همگی موارد بارندگی كمتر از حد طبیعی تبخیر بیش از حد و یا كاهش تجمع برف است.
2-3-اثرات انسان ساخت
در بین اثرات انسان ساخت می توان شرایط زراعی را مطرح كرد. استفاده نادرست از اراضی، انتخاب ناصحیح گیاهان چه از نظر گونه و چه از نظر واریته، روش های كشت و زرع، تناوب نامناسب كشت گیاهان، مدیریت ضعیف فن آوری زراعی تراكم بالای گیاهان حاصل خیزی ناكافی و تامین آب جملگی از پارامترهای مهم تاثیر گذار بر توسط پدیده خشكسالی در یك منطقه مشخص است. در این خصوص مطالعه دقیق و تعیین نقاط ضعف فن آوری های زراعی و عملیات كشاورزی مورد استفاده كه بر اساس آن پیشنهادات اصلاحی ارایه می شوند ضروری به نظر می رسد.

3-3 وضعیت خاك
خاك می تواند یك عامل مهم در توسعه پدیده خشكسالی محسوب شود. نوع خاك، بالاخص ساختمان فیزیكی آن ظرفیت اب خاك میزان رطوبت حقیقی در منطقه توسعه ریشه ها و موازنه آب خاك باید از نقطه نظر خشكسالی مورد بررسی قرار گیرد. خاك های ماسه ای با اعماق نسبتاً زیاد و خاك های دیگر با عمق كشت كمتر رد مقایسه با خاك های لومی رسی با ظرفیت نگهداری آب نسبتاً بالاتر نسبت به پدیده خشكسالی حساس تر هستند. از این رو داشتن اطلاعات كامل درباره وضعیت خاك منطقه مورد نظر یا حتی مالكیت اراضی، بسیار مهم است. دراگویك (1997) به این نكته اشاره دارد كه با استفاده از تجزیه و تحلیل وضعیت خاك اقلیم و از همه مهمتر موازنه آب وخاك امكان تعیین زمان دقیق خشكسالی وجود داشته و با به كارگیری سریع معیارهای مناسب اثرات منفی پدیده خشكسالی تقلیل می یابد.
خشكسالی در صورتی رخ می دهد كه بدون توجه به بارندگی دوره قبل آب موجود و قابل دسترس در منطقه فعال ریشه ها مصرف شده باشد. این اثرات در زمانی كه رشد گیاه در مرحله بحرانی است و به عبارت دیگر زمانی كه میزان تقاضا برای آب توسط گیاه به حداكثر رسیده اهمیت ویژه ای می یابد. به هر حال تاكید بر این است كه كل فصل رویش تحت عنوان دوره بحران تلقی شود زیرا گیاهان در محدوده رشد ریشه نیز به جریان ثابت و آب قابل دسترس دایمی دارند تا به عملكرد بهینه و بالایی دست یابند.

4- اثرات مخرب و زیانبار خشكسالی
1-4- مصرف كنندگانی كه به طور مستقیم تحت تاثیر پدیده خشكسالی قرار می گیرند
هیچ شكی وجود ندارد كه در میان اثرات اقتصادی بررسی اثرات مخرب خشكسالی بر كشاورزی در اولویت قرار دارد شاید یافتن راهكاری برای مقابله با این اثرات راحت ترین بخش این مسئله باشد زیرا در بیشتر كشورها عمده مطالعات برای ارزیابی و تشریح ضایعات و خرابی های حاصل از پدیده خشكسالی و اثرات آن بر تولید محصولات اعم از سبزی ها، میوه ها و محصولات جنگلی و دامی بوده است این شاخه از اقتصاد اولین و اصلی ترین عاملی است كه در برابر ضایعات حاصل از پدیده خشكسالی قرار گرفته لذا ارایه راه حل و مبارزه با اثرات مخرب این پدیده به ویژه در كشورهایی كه پدیده خشكسالی نسبت به سایر كشورها بیشتر به وقوع می پیوندد ارجحیت دارد.
در رابطه با آمادگی یك منطقه در مقابله با خشكسالی و حساسیت گیاهان مختلف كشت شده آن منطقه در برابر پدیده خشكسالی باید سوابق اطلاعات موجود با استفاده از نتیجه كارهای تحقیقاتی انجام یافته در یك منطقه مشخص مورد آزمون و ارزیابی قرار گیرد. مقایسه تجزیه و تحلیل عملكرد محصول با شرایط هیدرولوژیكی و اقلیمی می تواند در رابطه با شدت پدیده خشكسالی در دوره های آزمایشی در خصوص ضایعات شدید و زیان های اقتصادی در تولید محصول بهترین راه حل ها را ارایه كند این نوع بررسی و ارزیابی قادر به یافتن تفاوت های موجود بین گونه ها وواریته های مخلتف گیاهان كشت شده و نیز قابلیت و توانایی مقاوت واریته های مختلف در برابر خشكسالی كه عامل مهمی در كاهش خسارت ناشی از این پدیده نیز محسوب می شود است.
در رابطه با پدیده خشكسالی پاره ای مسایل بسیار مهم وجود دارد كه بستگی به طول دوره رشد گونه ها و واریته های گیاهی دارند. بررسی اثرات گیاه یا گیاهان قبلی در تناوب كشت و تعیین بهترین گیاهان و برترین وضعیت تناوب كشت در منطقه كه سبب به حداقل رسیدن اثرات مخرب خشكسالی شده ضرورت دارد. سوال مهم این است كه در جهت كاهش اثرات زیان بار پدیده خشكسالی تاثیر گیاهان كشت شده در یك قطعه زمین زراعی چیست؟ گیاهان بسیار متراكم سبب افزایش حساسیت گیاهان كشت شده نسبت به وقوع خشكسالی می شوند. در نهایت عناصر دیگر مورد مورد استفاده در فن آوری زراعی از جمله شخم، روشهای حفاظت خاك، سیستم تامین مواد غذایی حفاظت در برابر علف های هرز، بیماری های گیاهی و غیره باید مورد بررسی قرار گیرد. موثرترین ابزار برای كاهش ضایعات خشكسالی آبیاری است، لذا امكان توسعه آبیاری در یك منطقه مشخص باید به طور كامل مورد مطالعه قرار گیرد. ارزیابی مشابهی باید برای گیاهان باغی بالاخص برای باغ ها و تاكستان ها صورت پذیرد. تعیین مكان مناسب برای گیاهان تولید كننده میوه گونه ها و واریته های آنها و فن آوری های زراعی از نقطه نظر مقاومت گیاهان در به حداقل رساندن اثرات خشكسالی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آبیاری برای گیاهان زینتی و سبزیجات پرورشی در گلخانه ها امری ضروری است.
اگر چه اثرات مخرب خشكسالی در تولید محصول برای عمومی به خوبی شناخته شده نیست، لیكن این پدیده به عنوان بزرگ ترین عامل بی جان موثر بر تخریب جنگل ها، درخت ها و درختچه ها اهمیت بسزایی در زندگی ساكنین یك منطقه مشخص دارد. به همین دلیل بررسی اثرات مختلف خشكسالی بر جنگل های موجود و ارزیابی خرابی های ناشی از این پدیده باید در چهارچوب یك استراتژی ملی منطقه ای انجام پذیرد. كمبود آب و تنش طولانی مدت می تواند ضایعات شدیدی را بر اكوسیستم های جنگلی همچون از بین رفتن برگ گیاهان، زوال تاج گیاهان و درختان وارد كند و در نتیجه سبب كاهش ضخامت دوره های رشد سالیانه درختان و میزان تولید الوار شود.